در این وبلاگ مطالب مختلف مربوط به افغانستان در مجموع و مخصوصاً هزاره ها در سراسر جهان، سایر مطالب و یادداشت های شخصی به نشر میرسد.
سلام هزارستان چشم براه نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازندۀ شماست، و هم چنان از قلم بدستان گرامی میخواهد که دست نوشته هایشان را برای سلام هزارستان بفرستند تا زینت بخش صفحات آن گردد.

۱۳۹۱ دی ۱۰, یکشنبه

صلح با طالبان سیمرغ سعادت یا اختاپوس شقاوت



شرکت کنندگان محترم به طور غیر واقعی مدعی بودند که گفت وگوها مثبت بود وطالبان گفتند که حاضرند با اپوز سیون گفت وگو کنند!..




گزارش از همایش پاریس
روز یکشنبه 23 / 12 / 2012 برابر با 3 دی ماه سال 1391
همایشی با شرکت سران جبهه ملی افغانستان آقایان ضیا مسعود، محمد محقق و فیض الله ذکی درشهر پاریس برگزار گردید.
این شخصیت های سیاسی واداری ونظامی، از شرکت کنندگان نشست صلح با طالبان در شهر پاریس بودند. با این که طالبان هرگز اعتراف نکردند که حاضر به صلح هستند
ولی شرکت کنندگان محترم به طور غیر واقعی مدعی بودند که گفت وگوها مثبت بود وطالبان گفتند که حاضرند با اپوز سیون گفت وگو کنند! مضافا آنکه
این عزیزا ن خواسته طالبان دایر براین که قانون اساسی کشور را قبول ندارند وباید به دلخوا خود تغییر دهند را به نفع خود دانسته در جلسه همایش شعار دادند که بلی طالبان هم مانند ما
خواستار تغییر قانون اساسی هستند! درحالی که میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
همه می دانیم که گروه طالبان در نشست پاریس گفتند : که
قانون اساسی افغانستان را قبول ندارند
با دولت افغانستان مذاکره نمی کنند
تا پیش از سال 2014 مذاکره نمی کنند
تا قبل از خروج نیروهای خارجی از کشور، مذاکره نمی کنند
عفو عمومی ونادیده گرفتن جنایت های طالبان را هم می خواهند
اینک شما قضاوت نمایید که این رفتار وگفتار طالبان دیدگاه مثبت درباره صلح بوده است؟
در این همایش، نخستین سخنران آیت الله محقق نسب بود که ضمن خوش آمد گویی به مهمانان مطالب را بیان کردند که متن سخن رانی ایشان به شرح زیر است
متن سخنرانی 
صلح با طالبان سیمرغ سعادت یا اختاپوس شقاوت
بسم الله الرحمن الرحیم
وبه نستعین؛ انه خیر ناصر ومعین!
قال الحکیم فی قرآنه الکریم: إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ.
نخست از طرف خود وهمکاران ودوستانم در کمیته برگزاری همایش، مقدم مهمانان محترم وشخصیت های سیاسی وفرهنگی کشور را گرامی می دارم وبه همه عزیزانی که ازکابل تشریف آورده اند ونیزبرادران وخواهرانی که از شهر های مختلف اروپا حضور یافته اند وهمچنان خواهران وبرادرانی که از فرانسه وشهر پاریس دراین جمع قرار گرفته اند خوش آمد می گویم واز همه شما گرامیان تشکر می کنم.
سخنان خودرا در سه بخش قرار می دهم
بخش نخست، نگرانی های مردم افغانستان؛
بخش دوم، انتظارات مردم افغانستان؛
بخش سوم، پیشنهادات ما.
اما بخش نخست، نگرانی های مردم افغانستان:
هردم ازاین باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد
بیش از سی سال است که در افغانستان، جنگ وخشونت وترور وقتل عام وسر بریدن وسنگسار کردن وجود دارد وبخصوص درسال های اخیر، این جنایات به اوج خود رسیده است. خشونت های جاری در افغانستان را در اصطلاح حقوق جزای اسلامی، محاربه می نامند وقرآن مقدس به طور روشن حکمش را بیان کرده است.
إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ. مجازات آنانی كه با خدا و رسول سر جنگ دارند و تلاش مى‏كنند تا در زمين فساد كنند، جز اين نيست كه يا كشته شوند و يا به دار آويخته شوند و يا دست و پاى آن ها به ‏طور مخالف قطع گردد و يا تبعيد شوند و اين مجازات دنياىی آن هاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت .
محاربه چیست؟
تمامی فقهای مسلمان در تعریف محاربه گفته اند: منظور از محارب در عرف شرع كسى است كه با اسلحه مردم را بترساند وموجب قتل وجرح ویا اخذ مال شود؛ فرقی ندارد که درصحرا باشد یادریا؛ چه درشب باشد یاروز.چه زن باشد یامرد.
این رفتار های مجرمانه را در اصطلاح حقوقی فارسی وعربی جنایت بالفطره یا اعتیاد به جنایت می گویند. یعنی مرتکبان این رفتار ها، به جنایت وخشونت وسبوعیت معتاد شده اند!
از معنا ومفهوم این اصطلاحات به خوبی فهم می شود که چرا التماس های صلح طلبانه داخلی وخارجی به نتیجه نمی رسد. با این که هم دولت افغانستان وهم اپوزیسیون کشور وهم دولت های غربی خاضعانه درخواست صلح دارند؛ ولی طرف مقابل با ترور، انفجار، قتل عام وتجاوز پاسخ می دهد!
به نظرمی رسد رمزعدم موفقیت طرح های صلح طلبانه دراعتیاد است؛ زیرا:
1 - اعتیاد خرج دارد. اگرگروه های شرور، صلح کنند منابع درآمد داخلی وخارجی آنان منتفی می شود یا کاهش پیدا می کند.
2 - اعتیاد به جرم وجنایت، قدرت جذب اجتماعی را از معتاد می گیرد وشخص جانی بالفطره قادر نیست درکنار دیگران زندگی مسالمت آمیز داشته باشد.
3 - معتاد نمی تواند درحالت عادی پاسخ گوی جنایت های زمان اعتیاد خود باشد واو به خوبی می داند که اگر صلح بر قرار باشد؛ بالاخره روزی باید جواب خون های ریخته را بدهد وکسی پیدا خواهد شد که از او سوال کند که چرا این همه جنایت کرده واین همه مقتول ومعلول وبی خانمان به وجود آورده است.
از سال هفتادو چهار تاکنون حدودهفت سال است که دولت افغانستان به دنبال صلح سرگردان است. از روزی که کمیسیون مستقل وحدت ملی به ریاست آقای مجددی برای طالبان وخانواده طالبان دلار توزیع می کرد تا امروز، دولت افغانستان خواستار صلح بوده است؛ ولی طالبان همواره این درخواست را با خون وگلوله پاسخ داده اند. سپس آقای استاد ربانی پرچم صلح را بردوش گرفت وبارها مدعی شد که عنقریب است به صلح کامل دست پیدا کند! این درحالی بود که طالبان بارها اعلام کرده بودند که حاضر به صلح یا مذاکره نیستند! اما استاد ربانی اصرارداشت که این حرف ها واقعیت ندارد وبه زودی گفت وگوی صلح به نتیجه می رسد ومن سیمرغ سعادت افغانستان را که همان صلح جانانه با طالبان باشد را شکار می کنم ووارد چرخه بهروزی افغان ها می کنم! اما ولی طالبان دیدند که این آقا دست بردار نیست؛ بدین لحاظ بود که با زبان خود حالی شان کنند واورا به صف شهدای انقلاب قرار دهند!
اینک حدود یک سال است که داخلیان وخارجیان خاضعانه وملتمسانه خواستار صلح هستند وتا کنون جایزه های بسیاری را هم به گروه های مسلح پیشنهاد کرده اند. ازباب نمونه:
تا کنون این جوایز به گروه طالبان تقدیم شده است: دفتر طالبان را در قطر افتتاح کردند. بار ها زندانی های طالبان را رها کردند. بارها اسامی بزرگتر هایشان را از لیست سیاه حذف کردند. هشتاد در صد کمک های خارجی را صرف طالبان ومنطقه طالبان کردند. از طریق کمیسیون مستقل وحدت ملی برایشان دلار توزیع کردند. درهر جلسه وبه هر مناسبتی آنان را برادر خطاب کردند و ....
ولی نشد! نه تنها التماس های صلح به جایی نرسید وطالبان جواب مثبت نداند؛ بلکه تمامی این التماس ها وجایزه هارا با مشت آهنین پاسخ دادند!
واما درحال حاضر، داخلیان وخارجیان محترم، اقدامات جدیدی را آغاز کرده اند. به قول افغانی های خودما، خدا خیر کند که این اقدامات به نتیجه برسد.
الف - چند روز پیش نشست سه جانبه بین افغانستان وپاکستان وترکیه درآنکارا بعمل آمد. موضوع این نشست، بر رسی نقشه راهی بوده که توسط شورای عالی صلح درباره روند صلح با طالبان تهیه شده بود.
محتوای این نقشه راه چهار مساله بوده است:
1 - مشروعیت دادن به گروه طالبان وخروج این گروه از تحت عنوان تروریست ومحارب وداخل نمودن آنان در عنوان مخالفان مسلح دولت یا برادران ناراضی.
2 - تسلیم دادن بخش جنوبی وشرقی کشورازغزنی تا جلال آباد وازنیمروز تاکنر وطالقان به گروه طالبان به عنوان پاداش وجایزه خشونت، به عنوان قلمرو حاکمیت به منظور بر قراری امارت اسلامی!
3 - آزادی زندانیان طالبان از زندان های پاکستان وافغانستان.
4 - ورود قهرمانانه اعضای طالبان وحزب اسلامی به کابینه دولت وشورای ملی افغانستان. این است نقشه راه شورای عالی صلح!
ب - نشست دیگری را در عشق آباد با مدیریت سازمان ملل ومیزبانی ترکمستان برپا کرده اند وهمزمان نشستی را در پاریس به طور غیر رسمی وبه صورت آزاد مقرر ساخته اند که اینک ما، درخدمت جمعی از شرکت کنندگان در نشست پاریس هستیم.
اینک نگرانی های مردم افغانستان یا سوال های مردم این است:
آیا التماس ودر خواست صلح ازسوی داخلیان وخارجیان با همه جوایز وهدایا ومزایایی که تقدیم می کنند به نتیجه می رسد وصلح محقق می شود؟ یا طالبان همچنان با مشت آهنین پاسخ می دهند وبه قتل عام وترور وآدم ربایی ادامه می دهند؟
اگر فرضا هدایا ومزایا، کار ساز شود وآن دوستان ناراضی بیایند و وارد کابینه شوند ودر مجلس وقوه قضاییه حضور فیزیکی وعلنی پیدا کنند آیا امنیت بر قرار خواهد شد؟
منظورم از حضور فیزیکی در مقابل حضور فکری وفرهنگی است؛ چراکه حضور فکری وفرهنگی طالبان همواره در حکومت فعلی افغانستان وجود داشت ودارد. به عنوان مثال زندانی کردن من وغوث زلمی وپرویز کامبخش وکشتند وترور کردن خبر نگاران وطرفداران حقوق زن وفتواهای شورای علما وافکار ملا شینواری وملا کشاف وفتوای شورای علما دایر براین که: ازنظر اسلام، خلقت زنان فرعی بر خلقت مردان است! و... دلایل روشن است بر حضور افکار طالبانی در نظام فعلی افغانستان.
حال بفرمایید که اگر معتادان به زور گویی وآدم کشی بر کرسی وزارت تکیه بزنند وحضور فیزیکی وعلنی وپرقدرت درنظام اداری وسیاسی کشور پیدا کنند، می توانند به حقوق بشریا حقوق شهر وندی یا حقوق زنان یا آزادی بیان احترام بگذارند ودر نتیجه ، افغانستان قادر باشد پس از صلح همچنان در راه آزادی ودموکراسی قدم بردارد؟
با این همه، از طریق مطبوعات شنیده می شود که طالبان در نشست پاریس گفته اند:
1 - قانون اساسی افغانستان به دلخواه آنان اصلاح شود!
2 - با دولت افغانستان مذاکره نمی کنند!
3 - تا پیش از خروج نیرو های خارجی از کشورمذاکره نمی کنند!
4 - تا پیش ازسال 2014 مذاکره نمی کنند!
5 - عفو عمومی هم می خواهند!
حضار محترم! شما نام این مذاکرات را مذاکرات صلح می دانید یا باج خواهی!
اگر باج خواهی است، چرا همه داخلیان وخارجیان درپی باج دهی هستند وچرا به جای تقویت دولت وملت وبنیه دفاعی کشور، همه درصدد هراس افکنی هستند؟ وباترساندن مردم می خواهندراه باجدهی را هموار کنند... پاسخ این سوال ها را ازمهمانان گرامی خواهیم شنید.
خلاصه، نگرانی های مردم از دوجهت است: اولا، امکان صلح وجود دارد یاخیر.
دوم، برفرضی تحقق صلح، آیا چنین صلحی با این همه اصرار والتماس، مفید خواعد بود یاخیر؟ به عبارت دیگر آیا صلح با طالبان سیمرغ سعادت است یا اختاپوس شقاوت؟
بخش دوم، انتظارات مردم
درخواست ما به عنوان توده مردم این است که متقاضیان صلح، اعم از داخلیان وخارجیانی که همه درپی سیمرغ سعادت از طریق صلح با طالبان هستند، توجه داشته باشند که دست آورد های ده ساله دولت وملت افغانستان را هم به عنوان جایزه تقدیم نکنند. همه می دانیم که دولت افغانستان، آن چنان که انتظار می رفت موفق نشد ونتوانست انتظارات مردم را برآورده کند وافغانستان نوین را آن چنان که پیش بینی می شد بسازد.
درواقع، حکومت کرزی بخشی از طالبان بود وهست؛ چراکه همه می دانیم که دولت کرزی به علاوه آن که خود حامل افکار طالبانی بوده است، تمام امکانات کشور را وهمه کمک های بین المللی را صرف طالبان ومناطق طالبان نموده است؛ ولی جامعه جهانی ودولت افغانستان دست آورد های زیادی هم داشته است. تا حدودی زیر ساخت های کشورساخته شده ودر زمینه های آموزش، مطبوعات، بهداشت، حقوق زن، حقوق شهر وندی وعمران وآبادی کشور، پیش رفت های خوبی داشته است. اگر وضع به همین صورت هم باقی بماند قطعا از امارت اسلامی طالبانی بهتر خواهد بود.
بنا براین، مردم افغانستان انتظار دارند که اگر صلحی محقق شود با حفظ دست آوردهای دولت وملت افغانستان وجامعه جهانی باشد.
بخش سوم، پیشنهاد ما:
اینک باید دید که مشکل اصلی در کجا است وراه حل عادلانه ودایمی چیست؟
مسلما صلح با طالبان حلال همه مشکلات نیست واین مساله نمی تواند سیمرغ سعادت باشد.
به نظر می رسد که ام الفساد افغانستان انحصار قدرت وثروت است. تازمانی که قدرت وثروت همچنان در انحصار یک قوم باشد وصاحبان اصلی کشور یک قوم باشند واختیارات مملکت وقوای سه گانه کشور درانحصار یک قوم باشد، این انحصارات مادی ومعنوی می تواند تمامی افراد آن قوم را طالبان سازد. یعنی دراین حالت حفظ میراث اجدادی می تواند مایه فساد وجنگ وخشونت باشد ومیراث داران را وادار به خشونت سازد. یعنی قوم حاکم انگیزه جنگ وخشونت را از میراث داری وانحصار خواهی پیدا می کنند! یعنی نظام متمرکز انحصاری مایه تباهی بوده وهست.
راه حل عادلانه بحران افغانستان
برخلاف تصور رایج وبر خلاف عقیده صلح طلبان داخلی وخارجی، راه بحران افغانستان در صلح با طالبان نیست؛ بلکه راه حلی عادلانه ملی، مساله تغییر نظام وتقسیم قدرت وثروت در کشور است. تازمانی که قدرت وثروت ملی وعمومی نشود ونظام سیاسی، اداری، اقتصادی وقضایی کشور از انحصار قوم خاص خارج نگردد وتساوی حقوقی شهر وندی به وجود نیاید وکشورمتعلق به عموم شهروندان نباشد، بحران افغانستان به پایان نمی رسد.
پیشنهاد ما این است که راه حل عادلانه ملی درافغانستان، تحقق نظام فدرالی است.(البته چه بخواهیم یا نخواهیم گویا قرار براین است که بخشی از کشور به عنوان قلمرو امارت اسلامی، به برادران ناراضی داده شود! با این وصف، ممکن است اگر دیر بجنبیم فقط ملا نصرالدین بماند وحوزش)
نظام فدرالی چگونه نظامی است؟
نظام فدرالی نظامی است که بر اساس خواست داوطلبانه ودموکراتیک اقوام ساکن دریک کشور وبه منظور خود حکومتی ومشارکت داوطلبانه همه آنان در قدرت، پدید می آید.
می گویند از لحاظ عمل وکار کرد، نظام های فدرالی بر 52 درصد از سرزمین های دنیا حکومت می کنند ونماینده 40 درصد از مردم جهان هستند.
نظام فدرالی از این نظر مهم است که قدرت وثروت را تقسیم می کند ودر نتیجه توازن قوا به وجود می آید. به عنوان مثال اگر دریک نظام فدرالی، افغانستان به شش ایالت تقسیم شود.
اگر ایالت قندهار مالک عوارض محلی خود باشد ایالت بامیان هم مالک عوارض محلی خود خواهد بود. اگر ایالت پنجشیر پنج هزار نفر پولیس ایالتی داشته باشد ایالت دایکندی هم پنج هزار نفر پولیس خواهد داشت.
اگر ولایت هرات ده نفر نماینده در مجلس سنا داشته باشد ایالت های دیگر نیز ده نفر نماینده در مجلس سنا خواهند داشت.
اگر ایالت مزار یک میلیارد دلار بودجه سالانه داشته باشد سایر ولایات هم باید یک میلیارد دلار بودجه داشته باشند.
اگربالفرض، ایالت مزار حق داشته باشد که قراردادهای همکاری فرهنگی، تجارتی، حمل ونقل ومانند این هارا با کشور تاجیکستان امضا کند، ایالت دایکندی هم حق خواهد داشت که چنین قراردادهای جزیی را با کشور دلخواه خود امضا کند. خلاصه کلام، چون نظام فدرالی، قدرت، ثروت، مشروعیت وهویت ملی را بین اقوام وشهر وندان تقسیم می کند ودر نهایت عدالت وانصاف را حاکم می سازد، می تواند راه حل منصفانه وعادلانه ملی در کشور باشد. بدین لحاظ، پیشنهاد ما این است که گروه عدالت خواهان افغانستان مساله فدرالیسم را دست کم نگیرند وفراموش نکنند.
والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
نویسنده: علی محقق نسب
منبع: جمهوری سکوت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر