در این وبلاگ مطالب مختلف مربوط به افغانستان در مجموع و مخصوصاً هزاره ها در سراسر جهان، سایر مطالب و یادداشت های شخصی به نشر میرسد.
سلام هزارستان چشم براه نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازندۀ شماست، و هم چنان از قلم بدستان گرامی میخواهد که دست نوشته هایشان را برای سلام هزارستان بفرستند تا زینت بخش صفحات آن گردد.

۱۳۹۱ مهر ۲۱, جمعه

نیمه نان!



دیدم . نان های نیمه , در بس ها روی هم تلنبار می شوند.نان های سالم در تونس ها , کنار هم مرتب و با نظم می نشینند. نان های جوره ای نان های روغنی و چاق هم راحت تر و با رعایت کمی فاصله در تاکسی ها کنار هم می نشینند...

سیلو... باله کو نیم نان را!!!
برای یک لحظه به کلینر آفرین گفتم چرا که یاد خودم افتادم سر ساعت های  انش ابر عکس کلینر، در ایجاد کردن تشبیه میان کلمات همیشه دچار مشکل می شدم  و در این بخش حسابی می لنگیدم.  تشبیه و تعبیر را با هم اشتباه می گرفتم ونمی توانستم بین  کلمات رابطه ایجاد کنم و خلاصه کلی جنجال داشتم.
 یادم می آید صنف شش بودم و سر ساعت انشا اگر اشتباه نکنم بحث هم دقیقا سر همین موضوع تشبیه بود وقتی استاد برای بار دوم به تقاضای شاگردان درس را تشریح می کرد من یادش بخیر با داستان های مجله های هفـته ای بهارک که برای نوجوانان هر هفته چاب می شد سرگرم بودم و دنبال داستان هایش بودم و به درس گوش نمی دادم ,  استاد هم که متوجه شد من حواسم به درس نیست فریاد زده و می گفت:یک کلمه بگو و برایش یک تشبیه هم بیاور.  من که حسابی ورخطا و گیج بودم  مدتی طولانی را مکس کردم و بعد گفتم :استاد من بلد نیستم شعر بگویم! اما اگر بخواهید می توانیم چیزک هایی را به چیزهایی تشبیه کنم مثلا :پیشانی بزرگ و ترک خرده ی محبوبه مثل خشت خام ترک خرده می ماند. سرم را پایین انداختم .چون می دانستم گند زدم  و فقط منتظر عکس العمل های اطرافم بودم همه صنف خنده سر دادند. سمانه که کنارم نشسته بود با نوک آرنج اش به پایم زد محکم از دهن اش گرفت. استاد بعد از کمی مکس و بعدش کلی سر کوفت من را از صنف بیرون انداخت...اماحالا اینکه کلینربدون هیچ  دانش قبلی و بدون اینکه سر کوفت های استاد را بشنود همه چیز را با معیار نان می سنجد و حتی برای کلمه های ساده و عامیانه هم تشبیه میاورد برای من خیلی جالب است. همان طور که شعرا قامت یار خود را به سرو تشبیه می کنند، این کلینر هم مسافرینی که در ایستگاه ها منتظرایستاده اند را به نان تشبیه می کند. خیلی باهوش به نظرم رسید. مسافر- نیم نان - پنج روپیه. مسافری که سر سرک ایستاد می شود برای کلینر یا شبیه یک پنج روپیه گرد است یا هم شبیه یک نان نیمه است وهر چه بیشتر نیمه نان جمع کند نان شبش چرب تر است و پیسه اش بیشتر.
کرایه موتر فی نفربرای اینکه از بس های شهری استفاده کند پنج روپیه است و با پنج روپیه می شود نیم نانی را خرید.کرایه موتر یک نفر برای استفاده  از تونس ده روپیه است و می شود با آن یک نان مکمل خرید. کسی هم که بخواهد با تاکسی برود باید بیست روپیه  پرداخت کندو با این بیست روپیه می شود دو نان خرید! جالب بود برای یک لحظه عینک کلینر را گرفتم و با عینکش شهر را
دیدم . نان های نیمه , در بس ها روی هم تلنبار می شوند.نان های سالم در تونس ها , کنار هم  مرتب و با نظم می نشینند. نان های جوره ای نان های روغنی و چاق هم راحت تر و با رعایت کمی فاصله در تاکسی ها  کنار هم می نشینند...
من هم خود را میان نیمه نان ها زدم , بسی را گرفتم  و راهی شار شدم.
نویسنده: زینب حیدری
منبع: جمهوری سکوت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر